تشکیل کمیته پیگیری آزادی دانشجویان از طرف دفتر تحکیم وحدت

0 comments

دفتر تحکیم وحدت طی اطلاعیه ای تشکیل کمیته ای برای پیگیری آزادی دانشجویان را اعلام داشته است. ما ضمن استقبال از این حرکت دفتر تحکیم وحدت٬ آنها را به اقدام علمی در این جهت فرا میخوانیم. متن اطلاعیه دفتر تحکیم وحدت:
"در سال جاری شاهد افزایش برخوردهای قضایی و امنیتی در کنار محرومیت ها از تحصیل و احکام سنگین کمیته انضباطی بوده ایم. بیش از ۱۰۰ دانشجو در کمتر از ۹ ماه دستگیر شده اند که رکوردی بی‌سابقه در تاریخ دانشگاه است. شدت برخوردها با دانشجویان از سوی نهادهای امنیتی حکایت از تلاش دولتمردان برای ساکت کردن صدای منتقدان به هر نحو ممکن است و بی شک این نحوه برخورد لزوم اتحاد و حمایت بیشتر نیروهای تحول خواه برای دفاع از حقوق انسانی آحاد جامعه فارغ از هر اختلاف عقیده ای را یادآور می شود.
بر این اساس و بنا به اعتقاد راستین خود که همانا دفاع از حقوق انسانی و شهروندی اقشار مختلف جامعه فارغ از عقایدشان است، برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان طیف چپ و همچنین هموطنان دانشجو کردمان را محکوم می نماییم و اعلام می نماییم در جهت تلاش برای آزادی این عزیزان و سایر دانشجویان دربند- فارغ از هر گونه اختلاف عقیده ای- کمیته ای را جهت پیگیری آزادی دانشجویان دربند تشکیل داده ایم و تمام تلاش خود را جهت آزادی این عزیزان مبذول خواهیم داشت. از تمام نیروهای تحول خواه نیز می خواهیم تلاش خود را در راه دفاع از ازادی این دانشجویان به کار بندند و معتقدیم اقدام گروه های مختلف در این راه محکی برای میزان پایبندی انها به حمایت از حقوق بشر و آزادی عقیده است.
به امید ایرانی آزاد،آباد و سربلند
روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت"

نامه سامرند صالحی فرزند محمود صالحی٬ خطاب به کارگران،دانشجويان ومردم آزاده

0 comments


دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی به حمايتهای شما احتياج دارند!
عزيزان، بيش از سه هفته از دستگيری دانشجويان مبارز دانشگاه های ايران ميگذرد!
تا به امروز تعداد زيادی از اين دانشجويان در شرايط نا مناسب در زندان نگه داشته شده اند. اين دانشجويان جرمی جز دفاع از خواسته های انسانی ما، جوانان، زنان، کارگران و ديگر مردم ايران ندارند.
متاسفانه امروز در ايران دفاع از حقوق کارگران، زنان ، کودکان، مبارزه برای آزادی وبرابری جرمی است نا بخشودنی.
جرمی که دانشجويان، پدرم محمود صالحی و منصور اسالو وديگر زندانيان آزاديخواه هم بخاطر آن در زندانند و دارند دوران محکوميتشان را ميگذارنند!
چرا بايد تلاش برای برگزاری روز جهانی کارگر، روز دانشجو و روز زن محکوميت و زندانی در پی داشته باشد. چرا بايد دانشجويان وکارگران زندانی و خانواده هايشان بخاطر دفاع از حقوق اوليه خود دچار محروميتها و بی حقوقی های بشوند که در دنيايی امروز کم سابقه است. ايا اين جماعت حق کسی را خورده اند؟ حاصل رنج و زحمت مردم را به يغما برده اند؟ آزادی، کار، مسکن، بهداشت و نان مردم را به گرو گرفته اند؟ دستور جنگ و بمباران مدارس و بيمارستانها را صادر کرده اند؟ شبانه به خانه های مردم ريخته، آنها را دستگير، زندانی و شکنجه کرده اند؟!!
مردم آزاده، روز جمعه، ۷ دیماه ، مصادف با ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷ روز حمايت از دانشجويان زندانی اعلام شده است. دانشجويانی که بارها خواهان آزادی محمود صالحی اسالو وديگر زندانيان شده اند وحمايت خود را از آنها اعلام کرده اند. همان دانشجويانی که محمود صالحی در شرايط نا مناسب جسمی و در زندان از خواسته هايشان پشتيبانی و از آنها حمايت کرده است. امروز اين دانشجويان به حمايتهای ما نياز دارند!
دوستان، پدرم محمود صالحی به شدت از درد ناشی ازکليه ، پروستات، نا رسائی قلبی، سردرد، و فشار خون رنج می برد. در حال حاظر وضعيت جسمی اش به شدت وخيم است. يکی از کليه‌های او از کار افتاده و بدليل محروميت از مداوای موثر، کليه ديگرش نيز دارد از کار می‌افتد. فشار خون او متغيير و چربی قندش بالا رفته است، او روزانه بيشتر از دو بار بيهوش ميشود. عدم مداوای کليه، بر قلب وی نيز تاثير گذاشته است. پاهای او ورم کرده و تزريق بيش از حد امپول آرام بخش، سلامتی او را بيشتر به مخاطره ميندازد. مسئولان و دکتر بهداری زندان تاييد کرده اند که محمود صالحی قادر نيست باقی مانده حکمش را در زندان بگزراند و با قاضی نيز حرف زده اند که وی (قاضی پرونده) دستور داده پدرم را به پزشک قانونی برده تا بفهمند که آيا تحمل ماندن در زندان را دارد يا نه .
با اين وصف آقايان دکتر بابايی و همايون پور دکترهای پزشک قانونی اعلام کرده اند که محمود صالحی قادر به سپری کردن باقی مانده محکوميتش هست. ادعای که تمام زندانيان وحتی زندان بانان بر نادرست بودن آن آگاه هستند.
دوستان، چاره ای نداريم جز اينکه بار ديگر از شما،آزاديخواهان بخواهم برای آزادی دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی از جمله محمود صالحی تلاش کنيد!
سامرند صالحی
۳/۱۰/۱۳۸۶

پاسخی به روزنامه صبح صادق

0 comments

روزنامه صبح صادق٬ متعلق به سپاه در شماره آخر خود در مطلبی بنام "دانشگاه باشگاه سیاسی نیست" یکبار دیگر حکمی که ما دانشجویان امروز دیگر با احکام کمیته های انضباطی٬ با احکام محرومیت از تحصیل یاران و در پایان با زندانی و شکنجه بهترین رفقایمان روزانه با آن درنبرد هستیم را اعلام داشته است. برادران در سپاه اما هنوز حالی نشده اند که درست به همین خاطر که است که دانشجویان امروز هم صدا در همه دانشگاه های کشور شعار "دانشگاه پادگان نیست!" را فریاد میزنند. برادران ظاهرا هنوز حالی نشده اند که دانشگاه چه باشگاه سیاسی باشد و چه نباشد٬ دانشگاه هر چه باشد٬ و یا نباشد٬ پادگان نظامی نیست و به همین جهت جای شما و تاخت و تازتان نیست! برادران ظاهرا دانشگاه را با پادگان های سپاه عوضی گرفته اند و همین چیزی است که جنبش دانشجویی دیگر تحمل آن را ندارد! جواب ما به برادران نویسند سپاه فقط یک چیز است: دانشگاه پادگان نیست! لطفا تشریفتان را از دانشگاه ها گم کنید!

در حالی که در مراجعات متعدد خانواده های یاران دستگیر شده ما و در مراجعات وکلای آنها هیچ یک از ارگان های مربوطه حتی یک کلمه از جرم یاران ما به زبان نمیاورند٬ به دلیل این که یاران ما جرمی جز دفاع از انسانیت و برابری مرتکب نشده اند٬ برادران نویسنده صبح صادق به کمک شتافته و "جرایم" را از نظر خود اعلام میکنند. نویسندگان این روزنامه از وابستگی یاران دربند ما به لیستی بلند بالا از هرچه نام احزاب اپوزیسیون که بیاد دارند سخن میگونید. در جواب برادران باید گفت:
اولا- دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به هیچ جریان داخلی و خارجی وابستگی ندارد. اعلام چنین احکامی فقط خود شما را زیر سوال میبرد. اگر واقعا دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در سراسر ایران با این ابعاد سراسری به کسی وابسته باشند٬ آنوقت باید جدا فکری بحال خود بکنید! دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب فقط به یک چیز وابسته هستند: انسانیت٬ برابری و آزادی. اگر شما مشکلی با این دارید دلیل آن را نه در وابستگی ما به جایی بلکه در خودتان جستجو کنید.
ثانیا- بما بگوﺋید که در این مملکت چه کسی قاضی است؟ بما بگوﺋید که فرق زندان اوین و کاری که شما میکنید با زندان گوانتانامو آمریکا چیست؟ آنجا هم انسان ها را مدتها زندانی میکنند٬ شکنجه میکنند و کسی نمیداند جرمشان چیست؟ هر از گاهی کسی از وزارت خانه ای میایید و جرایم از جایی اعلام میکند. زندانیان در گوانتانامو حقی در دفاع از خود ندارند٬ حق داشتن وکیل ندارند٬ حق ملاقات خانواده های خود را ندارند٬ شکنجه میشوند و هیچ مرجع "قانونی" مسول آنها نیست. بما بگوﺋید که فرق زندان اوین با گوانتانامو چیست؟ بما بگوﺋید که چرا خواهان بستن گوانتانامو هستید٬ اما خودتان اوین را دایر کرده اید؟ بما بگوﺋید که چطور اصلا زیر دستگیر کردن یار ما سعید حبیبی میزنید٬ در حالی که امروز در اوین محبوس و زیر شکنجه است؟ بما و خانواده های زندانیان و همه انسان های شریف ایران بگوﺋید که چه بر سر فرزندانشان میاورید؟ چه شکنجه هایی میکنید؟ از قپان کردن یاران ما بگوﺋید که چرا؟ از زدن آن ها با بلوک های سیمانی و کفش های میخ دار بگوﺋید. بما بگوﺋید که چطور مخالف گوانتانامو هستید اما بدتر از آن را بر سر یاران ما نه در کوبا که در تهران میاورید؟
ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به نمایندگی از تمام دانشجویان کشور به شما اعلام میکنیم! دست از اعلام احکام من درآوردی نسبت به یاران ما بردارید! در پادگان هایتان بمانید! مردم را به حال خود بگذارید! زندان گوانتاناموی ایران را تعطیل کنید! اطمینان داشته باشید که تا آزادی تک تک یاران دربندمان از پای نخواهیم نشست!

٢٨ دسامبر را به روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران تبدیل کنیم!

1 comments

مردم آزادیخواه!
بیش از دو دهفته است که ٤٣ تن از دانشجویان و فعالین سیاسی دانشگاه های ایران طی عملیات های شبانه از روز ٢ دسامبر ربوده شده و یا در جریان مراسم های روز دانشجو در روز ٧ دسامبر و پس از آن در ایران دستگیر و زندانی شده اند.
به دستگیر شدگانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری ندارند٬ به دانشجویانی که مخالفت خود را با فضای جنگی اعمال شده از طرف حکومت اعلام داشته بودند٬ به کسانی که دانشگاه را میخواهند نه پادگان نظامی را٬ به یاران ما که جرمی جز دفاع از انسانیت و عدالت ندارند٬ به برگزار کنندگان مراسم های روز دانشجو که بر پرچم هایشان نوشته شده بود، نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست! نه به تبعیض جنسیتی، کارگران اتحاد! آزادی و برابری! اتهاماتی واهی و ساختگی از جمله اقدام علیه امنیت ملی و حتی بمب گذاری وارد ساخته اند.
بر کسی پوشیده نیست که زندانیان سیاسی در بند ٢٠٩ و ٣٢٥ اوین در چه شرایط وخیمی به سر می برند. متاسفانه هر روز خبرهای ناگواری از سلامتی دانشجویان در بند به ما می رسد. طبق اخبار دریافتی، یاران ما زیر شدیدترین شکنجه ها و فشار های جسمی و روانی قرار دارند.وضع جسمی دانشجویان بسیار نگران کننده است. به زندانیان اجازه ملاقات و تماس با خانواده های خود داده نشده است. وکلای دانشجویان امکان ملاقات با موکلین خود را ندارند. دانشجویان زندانی در زندان های حاکمیت از اولیه ترین حقوق انسانی نیز محرومند!
این رفتار حکومت اسلامی با دانشجویان با اعتراضی جهانی روبرو گشته است. سازمان عفو بین الملل طی نامه ای رسمی به سران حکومت نسبت به دستگیری دانشجویان اعتراض کرده است٬ رﺋیس پارلمان اروپا خواهان آزادی فوری دستگیر شدگان شده است. طی دو هفته گذشته صدها نامه همبستگی از سراسر جهان به دست ما رسیده اند٬ آکسیون ها و تظاهرات های متعددی در سراسر جهان علیه این رفتار وحشیانه تاکنون صورت گرفته است.
ما دانشجویان آزایخواه و برابری طلب٬ به نمایندگی از همه دانشجویان ایران از این موج همبستگی با احساسی افتخارآمیز تشکر میکنیم. واقعیت اما این است که علیرغم این اعتراضات وسیع از طرف مجامع بین المللی و مردم آزادیخواه جهان٬ یاران ما هنوز در بند هستند.
برای تقویت جنبش آزادی دانشجویان زندانی باید اقدامی جهانی را سازمان داد!
به این مناسبت ما روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را بعنوان روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران اعلام میکنیم. از همه شما٬ از همه سازمان ها٬ نهادها و مراجع بین المللی میخواهیم که در این روز هم زمان و از هر طریقی که امکان آن را دارید٬ اعتراض خود را به روند بازداشت ها اعلام دارید و همگام با دانشجویان آزادیخواه ایران٬ خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان شوید. اعتراضات وسیع شما در خارج از ایران به نیروی اعتراضی ما در جامعه ایران قدرت و توان بیشتری میبخشد و موجبات آزادی سریعتر دوستان دانشجویمان را فراهم میسازد.
جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران به حمایت های بیشتر شما نیاز دارد!
زنده باد آزادی!
زنده باد برابری!
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران
١٩ دسامبر ٢٠٠٧ - ٢٨ آذر ١٣٨٦

We will make 28th December a Protest day against the Arrest of Students in Iran!

0 comments

A call to an international protest to free students in Iran!
A call to freedom – loving Iranian abroad!
A call to international organisations around the world!
Freedom – loving people!
More than two weeks ago 43 students and political activists across the cities of Iran were either abducted or were arrested before, during and after the national student day on 7th December in Iran and all of them were imprisoned.
The arrested students who have not committed any crime but defending freedom and equality; those students who have expressed their opposition to the militarised atmosphere in the universities created by security forces; our comrades who have not committed any crime and only defended humanity and justice; the students who organised the national students day with slogans such as “No War”, “University is Not a Militaries Camps”, “No Sexual Apartheid”, “Long Live Freedom & Equality”, “Workers Unity”, have been accused of actions against country’s security including conspiracy and bombings.
It is a fact that political prisoners in horrible wards 209 and 325 of Evin prison live under difficult conditions. Every day we here news about bad health and worsening of the physical condition of our comrades. According to news we have received our friends are under torture and all physical and psychological pressure. We are gravely concerned about our comrades as their families are banned to visit them. Students’ lawyers are not permitted to meet them and they are deprived of their basic human rights.
This treatment of students by the Islamic Republic has been faced with a fierce international protest. The amnesty international has organised a campaign to free students. The head of the EU Parliament has asked for their immediate release. During the last two weeks we have received hundreds of protest letters from across the world and numerous protest actions and demonstrations against the Islamic Republic and for immediate release of the imprisoned students have been organised.
On behalf of all students, we the Freedom and Equality – seeking Students are very proud of these waves of solidarity and thank all who were with and for us in these difficult days. But the fact of the matter is that despite all these efforts, our friends are still in prison.
To release the arrested students an international action is urgently required!
We call all the international organisations and campaigns to join us on 28th December to protest against the Islamic Republic and raise your voice to free the students in Iran. Your solidarity and joint actions all around the world will strengthen our efforts and make the release of our friends and comrades possible.
The movement for freedom and equality urgently needs your support and solidarity and united action.
Long Live Freedom!
Long Live Equality!
Freedom and Equality – seeking Students of Universities in Iran
19 December 200728 / Azar 1386

گزارش از تجمع دانشجویی در دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران

0 comments

با گذشته سه هفته از 16 آذر و دستگیری گسترده ی بیش از 40 دانشجو ، امروز ، سه شنبه 4 دی ماه تجمع و تریبون آزاد در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در حمایت از دانشجویان زندانی برگزار شد.
این تجمع با مشارکت طیفهای مختلف دانشجویی از جمله دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، دانشجویان کرد و دانشجویان طیف دموکراسی خواه ساعت 12:30 در سلف دانشکده علوم اجتماعی بدون فراخوان قبلی برگزار گردید.

یش از این دانشجویان پلاکارد ها و عکس های دانشجویان زندانی را به دیوار سلف آویختند. پلاکاردهایی چون : آزادی و برابری- اتحاد ، مبارزه ، پیروزی – همکلاسی هایمان را آزاد کنید – آکادمی در حصار فاشیسم – زندانی سیاسی آزاد باید گردد – فعالان چپ را آزاد کنید – دانشجویان کرد را آزاد کنید و... به چشم می خورد.
بیش از 100 تن از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی و دیگر دانشجویان دانشگاه های تهران در این تجمع شرکت کردند. تجمع با سرود یار دبستانی و شعار "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" آغاز گردید و پس از آن یکی از نمایندگان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به ایراد سخنرانی پرداخت. وی با معرفی دانشجویان زندانی و دفاع از مبارزه ی آزادی خواهانه ایشان دانشجویان را به اتحاد و تلاش برای آزادی آنان دعوت کرد. سپس یکی از فعالان کُرد دانشگاه تهران بیانیه دانشجویان و فعالان کرد را قرائت کرد. وی با رد اتهام تجزیه طلبی به فعالان کرد اذعان کرد که در واقع این حاکمیت است که مردم را به خودی و غیرخودی تجزیه کرده است.در ادامه نماینده ی دانشجویان طیف دموکراسی خواه به ایراد سخنرانی پرداخت. ایشان نیز بازداشت گسترده ی دانشجویان چپ را محکوم نموده و آزادی تمامی دانشجویان را خواستار شد.
در تمامی مدت تجمع شعارهای "اتحاد ، مبارزه ، پیروزی" و "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" و "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد" ، "سعید حبیبی آزاد باید گردد" به کرات از سوی جمعیت حاضر تکرار می شد.
دانشجویان مستقل دانشگاه علوم اجتماعی نیز به خواندن بیانیه خود پرداختند و مصرانه خواستار آزادی انوشه آزادبر و دیگر دانشجویان در بند شدند. یکی از همکلاسی های انوشه آزاد بر ، دانشجوی زندانی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، با صحبت در مورد انوشه ، وی را افتخار دانشگاه خود خواند و خواهان آزادی فوری انوشه و دیگر رفقا گردید.
سپس بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر ایران قرائت گردید. در این بیانیه ضمن اشاره به سرکوب های دهشتبار دهه شصت و کشتارهای سال 67 و همچنین سرکوب کارگران خاتون آباد ، و نیز افشای تلاش تمامی جناح های رژیم برای از بین بردن جنبش های آزادی خواه و برابری طلب جامعه در لفافه های گوناگون ، اعلام نمود که فریاد رسای آزادی خواهی و برابری طلبی در دانشگاه حتی با سرکوب فاشیستی نیز ساکت نخواهد شد و تا آزادی تمامی دانشجویان زندانی مبارزه ادامه خواهد داشت. در ادامه یکی از دانشجویان به نمایندگی از دانشجویان دانشکده مدیریت به سخنرانی پرداخت و او نیز سرکوب و شکنجه ی دانشجویان را به شدت محکوم کرد.
در پایان دانشجویان با اعلام ادامه مبارزه و اعتراض تا آزادی تمامی دانشجویان زندانی با سرود یاردبستانی و "برپا خیز از جا کن..." به این تجمع خاتمه دادند.

4 دی ماه 86






بیانیه خوانده شده توسط دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در تجمع 4 دی دانشگاه علوم اجتماعی به شرح زیر است:

دانشجویان آگاه !
همه‌ی ما خاطره‌ی دهشتبار دهه‌ی 60 را همچنان به خاطر داریم. دهه‌ی سیاهی که دولت جمهوری اسلامی در عریان‌ترین شکل خود، علاوه بر تحمیل فشارهای اجتماعی متعدد بر تمام اقشار جامعه، به بهانه‌ی جنگ تحمیلی و مبارزه با آمریکای جهان‌خوار دست به سرکوب احزاب و سازمان‌های مخالف و کشتار یک نسل از بهترین جوانان مبارز زد. سال‌ها آمدند و رفتند و چهره‌ی ظاهری جمهوری اسلامی اندکی تغییر کرد و سپس جریاناتی از درون خود حکومت آمدند و سعی کردند با هر دروغ و نیرنگی این‌گونه وانمود کنند که آن سال‌ها تمام شده است و اینک ما خندان و با گل‌های یاس آمده‌ایم تا ایران بهتری در عصر به اصطلاح گفتگوی تمدن‌ها بسازیم.
ولی گذر زمان به زودی ثابت کرد که این مردان خندان همان جلادانند که با خنده‌های زهرآگینشان در صدا و سیما به مردم گل نشان می‌دهند. آری 18 تیر 1378 و وقایعی که پس از آن رخ داد تلنگری بود به اذهان مسخ شده‌ای که توحش بزک شده‌ی حاکمیت را به عنوان دولتی دموکراتیک پذیرفته بودند.
اما این تنها یک تلنگر بود و پیشرفت وقایع پس از آن نشان داد که دولت مردم‌سالار ما در صورت لزوم، شیوه‌های سرکوب، شکنجه، کشتار و استفاده از سلاح سرد و گرم را به خوبی می‌داند. کشتار کارگران معدن مس خاتون‌آباد تنها یک نمونه کوچک بود.
در چند هفته گذشته نیز دولت جمهوری اسلامی نه تنها نشان داد که حتی سنت نیم قرنه‌ی برپایی تجمعات دانشجویی به مناسبت روز دانشجو را برنمی‌تابد، بلکه یک بار دیگر ثابت کرد که ماهیتاً توانایی این را ندارد که چهره‌ی قابل قبول‌تری نسبت به دهه‌ی 60 از خود نشان دهد. این واقعیت را بیش از پیش در اذهان حک کرد که حاکمیت پایمال کردن پایه‌ای‌ترین حقوق انسانی را تا بدان‌جا رسانیده که در روز روشن با توسل به زور و ضرب و شتم حتی در محوطه‌ی دانشگاه دانشجویان را می‌رباید، آنان را به مکان‌های نامعلوم منتقل می‌کند، آنان را دانشجونما خطاب می‌کند و از به رسمیت شناختن بدیهی‌ترین حقوق زندانیان سیاسی سر باز می‌زند.
دستگاه سرکوب در چند هفته اخیر با ارعاب و تهدید دانشجویان، با احضارها و بازداشت‌ها و آدم‌ربایی‌های گسترده، تفتیش عقاید و شکنجه‌های قرون وسطایی، اطلاق جرم‌های موهون و بی‌پایه به دانشجویان در بند و با صدور بیانیه‌های تهدیدآمیز نشان داد که سناریو جدیدی را برای سرکوب فعالین سیاسی و اجتماعی در سر می‌پروراند. بانیان و حامیان نظم موجود برای چندمین بار ثابت کردند که یک دهه تکرار کردن مضامینی چون حقوق بشر اسلامی، مردم‌سالاری دینی، دموکراتیزه کردن ساختار حکومت و ... هیچ هدفی جز فریب مردم برای از سر گذراندن موج نارضایتی‌های اجتماعی را دنبال نمی‌کرده و نشان دادند که کوچک‌ترین مخالفتی را در هیچ زمینه‌ای تحمل نکرده و به ویژه حوزه‌های دانشجویی را عرصه‌ی تاخت و تازهای مستبدانه‌ی خود قرار خواهند داد.
حاکمیت بر آن است که قدم در راهی بگذارد که صدای هر اعتراضی را ابتدا در حیطه‌ی دانشگاه و سپس در کل جامعه خاموش نماید و در این راه با هیچ یک از گرایشات فکری موجود و با هیچ یک از شیوه‌های فعالیت اجتماعی که حتی اندکی از مشی مستبدانه و ستیزه‌جویانه‌اش فاصله داشته باشد، مدارا نمی‌نماید. ولی سرکوب‌گران حاکم باز هم اصل مهمی را فراموش نموده‌اند و آن این است که جنبش دانشجویی به عنوان تبلور خواسته‌های مردم و عینیات موجود در جامعه، جنبشی است که خواسته‌های انسانی موجود در دیگر جریانات و جنبش‌های اجتماعی را آشکارا و بی‌پرده فریاد می‌زند و بی‌تردید بر خطایند آنان که در این توهم به سر می‌برند که با در بند کردن پنجاه تن، صد تن، هزار و هزاران تن خواهند توانست صدای مردمی را خاموش کنند که سال‌هاست تحت این سیطره‌ی سیاه، نفرتی هرروزه را تجربه می‌کنند.
حاکمیت سخت در اشتباه است اگر در این خیال خام به سر می‌برد که با برخوردهای مقطعی و نوبتی با طیف‌ها و گرایشات فکری مختلف موجود در دانشگاه خواهد توانست آن‌ها را یکی یکی از سر راه برداشته و دست آخر با خیالی آسوده بر گرده‌ی مردم تحت ستم ایران سواری کند. چراکه ما دانشجویان پس از ده‌ها سال مبارزه‌ی پیگیر به درستی دریافته‌ایم که در چنین موقعیت‌هایی و هنگامی که سخن از پایمال کردن آزادی‌های بدیهی فردی و سودای از میان برداشتن هر صدای مخالفی در میان باشد، تعرض همه‌جانبه‌ی نیروهای رادیکال و به هم پیوسته‌ی همه‌ی جنبش‌های مترقی، امری حیاتی و ضروری خواهد بود.
بدین وسیله ما دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب سراسر ایران اعلام می‌نمایی که تا آزادی تک‌تک رفقای در بندمان و نیز سایر دانشجویان زندانی از پای نخواهیم نشست و در این راه از هر طریق ممکن و با هر وسیله‌ای به مقابله با دستگاه سرکوب حاکمیت خواهیم پرداخت. همچنین اعلام می‌نماییم که ارعاب و تهدید و در بند کردن دوستانمان نه تنها باعث دلسردی ما نخواهد شد، بلکه انگیزه‌ای است قدرتمند برای ادامه‌ی راهمان که چه اکنون و چه پس از آزادی یارانمان مصرانه بر خواست آزادی و برابری و استقرار نهایی آن در تمام جهان پای فشاریم و در این راه از هیچ هزینه‌ای دریغ نخواهیم کرد.

زنده باد آزادی
زنده باد برابری
دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب سراسر ایران

عکسهای تجمع چهارم دی دانشکده علوم اجتماعی

0 comments










تحصن و اعتصاب غذای جمعی از دانشجویان برابری طلب و آزادی خواه اصفهان

0 comments

فریاد می زنیم که تا پای جان ایستاده ایم

گویا سکوت و یا حتی گفتگو در مقابل مسئولین دیکتاتور منش و دانشجو ستیز راه به جایی نمی برد. آنان کمر به قلع وقمع دانشجویان برابری طلب و آزادیخواه بسته اند . فراخواندن دانشجویان معترض به خاطر راهپیمایی و تجمع های مسالمت آمیز با خواست های روشن و شفاف به کمیته ی انضباطی نشان از دانشجوستیزی و برخوردهای فراقانونی آنان دارد. لذا تعدادی از دانشجویان به این روند غیرقانونی اعتراض دارند و تعدادی از آنان دست به اعتصاب غذا زده اند و تا خواست های به حق خود را نگیرند از تحصن و اعتصاب غذای خود دست برنمی دارند و این جمع برای گفتگو و پاسخگویی به مسئولین ، علیرضا داودی را به عنوان نماینده ی خود انتخاب نموده اند. خواسته های به حق متحصنین و دانشجویانی که اعتصاب غذا را آغاز نموده اند به قرار زیر است:
1. عذرخواهی رسمی و کتبی کمیته ی انضباطی به خاطر احضارهای بی رویه ی خود ، به دلیل شرکت دانشجویان به تجمعات اخیر دانشگاه اصفهان در صحن علنی دانشگاه.
2. برگزاری انتخابات شورای صنفی دانشگاه اصفهان بدون قید و شرط و ما بر این عقیده ایم که تنها شرط لازم ، دانشجو بودن است.
3. برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان بدون دخالت مسئولین دانشگاه و بدون هیچ قید وشرطی.
4. تشکیل صنف نشریات دانشجویی دانشگاه (صندا) بدون قید و شرط.
5. لغو هرگونه حکم انضباطی به دلیل شرکت و یا ارتباط با تجمعلت اخیر دانشجویی.
6. عذرخواهی رسمی و کتبی مسئولین دانشگاه اصفهان به خاطر تماس های تلفنی غیرقانونی با خانواده های دانشجویان به خاطر شرکت در تجمع.
http://www.sui.blogfa.com

نامه ی یکی از دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب به ایرج جنتی عطایی

0 comments

« نیست تردید زمستان گذرد
وز پیش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید »


به مرد مو سپید ترانه ها ، ایرج جنتی عطایی

همیشه در هنگام صحبت با رفقایی که برای من از هر آشنایی آشنا ترند اما هیچگاه فرصت دیدار با آنها را نداشته ام درگیر حس پیچیده ای می شوم. مرد و زن ، پیر و جوان ، هنرمند و کارگر ، کرد ، ترک و گیلک و بلوچ فارس ، انسانهایی که شاید تنها توانسته باشم برای معدودی از آنها از روی عکسهایی قدیمی و یا خاطره ها چهره ای برای خود تصور کنم اما در هر گفتگویی با آنها با تمام حس شگفتی که دچار آن هستم باز پر می شوم از آرامشی که تا ژرفای وجودم را گرم می کند. چیزی درون وجودم دام فریاد می زند که « ما تنها نیستیم » ، « این درخت زخمی از پس هزاران تبر که ناجوانمردانه بر پیکرش نشسته است هنوز هم عمیق تر از هر درخت دیگری ریشه دارد و زنده است » و اینکه « بی شک آرمانهای ما در آینده ای نه چندان دور محقق خواهد شد.»
می دانی « ... » ما همیشه در هنگامه ی سخن مغروریم ،خشک و بی رحم. ما عادت کرده ایم دلتنگیها ، تشویشها و خستگیهامان را در خلوت خود محبوس کنیم و تحکم و سرسختی خود را در میان همگان آزادانه پرواز دهیم تا دشمنانمان مپندارند که ما در برابر بیداد و بهره کشی آنها حتی ذره ای آرام گیریم که خشم ما نماد قهری است که تنها میراث رنجبران تاریخ است برای آنانکه که با رنج دهندگان می جنگند.«...» کاش زمان دیگری و در شرایط دیگری به دور از چشمها و گوشهای نامحرم نوبت به بازگفتن حرفهایم با تو می رسید نه اکنون که غم و خشم از درون ما بر گفتار و کردارمان مسلط است.می خواهم تو را چیز بنامم و جای خالی این این سطور سرد و زمخت را پر کنم ولی نمی دانم که چه بگویم. نمی دانم چه خطابت کنم. نمی دانم «...» را با چه بدیلی پر کنم. چه بنویسم؟ استاد ، ایرج ، مرد مو سپید یا...
نمی دانم ولی تو را همانگونه می نامم که یاران دربندم را. سعید حبیبی را ، بهروز کریمی زاده را، یاسر پیرحیاتی ، مجید اشرف نژاد ، پیمان پیران ، انوشه آزادفر ، مهدی گرایلو ، مهدی اللهیاری ، ایلناز جمشیدی ، هادی سالاری ، روزبه صف شکن ، میلاد عمرانی و ... را . من یک کمونیست هستم پس به رسم مرامم تو را با نامی می خوانم که کلمه ای بالاتر از آن برای من احساسی از جنس همگونی ، یکرنگی و انسانیت خلق نمی کند. من تو را «رفیق» می دانم. انسانی از جنس تمام «آزادیخواهان و برابری طلبانی» که در سیاهچاله های زرداران و زورمداران در بندند.
می دانی رفیق؟ تا به حال از زنده بودن و در اسارت نبودن بدین اندازه شرمگین نبوده ام . رفقای ما ، بهترین انسانهایی که در زندگیخود شناخته ام اکنون اسیر دژخیمانند و من اینجا ، این بیرون به هر دری می زنم تا برای رهایی رفقایی که از هر مبارزی بیشتر بدانها اعتماد دارم کاری کنم اما نمی توانم غمها و نگرانیهای خود را پنهان کنم. ما سرشاریم از توانستن و خشم اما یاد رفقایی که از زندگی برای آرمانهای خود خرج می کنند نم به چشمهایمان می نشاند.
رفیق من نه شاعرم ، نه رقص پنهان واژه ها را میان سطور درک می کنم. من خود مسحور رج زدن به واژهای سرگشته ام که دست تو در میان تار و پود هستیم گره می زند. ولی به من یاد داده اند که قدرت کلام را حس کنم و درد و زجر مردمان ستمدیده را ، با تمام هستی ام صلا دهم.من حامل پیامی هستم از طرف طرف دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب برای شما پس با کلام همیشگی یاران خویش با شما سخن می گویم .
به نام انسان ، برابری و آزادی
استاد گرامی و یار همیشگی جناب آقای ایرج جنتی عطایی
فراخوان شما برای برپائی گسترده ی تمجع اعتراضی 28 دسامبر رفقای خارج از کشور در حمایت از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به دست ما رسید. این فراخوان هم مانند تمامی اعلام حمایتها و همبستگیهای بیشماری که از طرف دیگر رفقا به دست ما رسیده است موجی از امید را در میان بدنه ی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در شهرستانهای مختلف ایران و همچنین در میان رفقای دستگیر نشده در تهران پدید آورده است. به نمایندگی از تمامی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران صمیمانه از شما و دیگر رفقایی که در کشورهای مختلف پیگرانه وضعیت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب زندانی را دنبال می کنند سپاسگزاری می کنم و امیدوارم زحمات همگی ما منجر به آزادی هر چه سریعتر دانشجویان زندانی علی الخصوص آقایان سعید حبیبی ، بهروز کریمی زاده ، پیمان پیران ، مجید اشرف نژاد و مهدی گرایلو که در زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روحی قرار دارند و رژیم ایران در حال تسویه حساب مسایل گذشته با آنان است شود.
ما هرگز این ننگ را تحمل نخواهیم کرد که خود _ اگرچه در ظاهر _ آزاد باشیم و یاران ما در زیر شکنجه ی دژخیمان پرپر شوند. ما با تمام وجود خود مبارزه خواهیم کرد. حامیت ایران یا باید تمامی زندانیان سیاسی ، عقیده و بیان را آزاد کند و یا آنکه تمامی آزادیخواهان و برابری طلبان از دانشجو گرفته تا کارگر از هنرمند و نویسنده گرفته تا انقلابیون حرفه ای همه را به بند کشد که این عمل در حد و اندازه ی هیچ دیکتاوری نیست.
« با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدایی
با ما غرورو رهایی
به نام آهن و گندم
اینک ترانه ی آزادیاینک سرودن مردم »

مطلبی از یکی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب

0 comments

به تمامی رفقایی که به حمایت از ما برخواسته اند
صحنه ی تلخی است قرار گرفتن در شرایطی که پس از یک بازداشت گسترده و بی حساب و کتاب تعداد ریادی از رفقا ، همرزمان و فعالان چپ عمدتا دانشجو ، یکه و تنها خود را در محاصره ی حکومتی ببینی که آوازه ی جنایتها و بی رحمیهایش شهره ی آفاق است. به دنبال هر رفیق و همرزم سیاسی ای که می گردی اثری از او نمی یابی ، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی حاکمیت که به مثابه سیستم سرکوب طبقه ی حاکم هستند از هر گونه پاسخی در رابطه با سرنوشت ناپدید شدگان خودداری می کند ، خانواده ها و وکلا به هر دری که می زنند ناامید باز می کردند ، تلفنهای همراه خاموش است ، وبلاگها به روز نمی شود ، رفقا بر سر قرارها حاضر نمی شوند ، تلفنهایی که برای روز مبادا رد و بدل شده است دردی دوا نمی کنند ، ارگانهای تبلیغاتی و رسانه های حاکمیت با شدتی بی مانند به لجن پراکنی علیه رفقای زندانی می پردازند ، عده ای فرصت طلب تازه به یاد تسویه حسابهای شخصی با ناپدید شدگان و زندانیان می افتند و در این میان حتی به وکیل این رفقا هم رحم نکرده و به تخریب و عقده گشایی می پردازند ، دانشگاه ها کم رفت و آمد می شوند و تنهایی نا امیدی شروع به رخنه در انسان می کند و چیزی که کمر را می شکند احساس وظیفه ای است در مقابل آرمانهای مشترک ، آنچه که به قیمت عمر صدها و هزاران نفر ساخته شده است و از همه مهمتر رفقایی که در بند حکومت گرفتار شده اند.
زمان کمی می گذرد. کسانی که پس از یک اعتراض با شکوه توانسته اند از مهلکه جان سالم به در برند به تکاپوی یافتن رفقا و همرزمان خود می افتند. تماسهایی برقرار می شود و کمم عمق فاجعه مشخص می شود. تعدادی از ناپدید شدگان از زندان اوین در تماسهایی کوتاه و تکراری « از سلامت خود خبر می دهند » و اینکه « اوضاعشان خوب است » و بر حسب گفتار شاهدان عینی و رفقای مطمئن ، لیست رفقای زندانی تهیه می شود. بین 38 الی 43 نفر دستگیر و ربوده شده اند و هنوز به دنبال تعداد دیگری هستند. ترس و نگرانی از سرنوشت رفقای در بند هر لحظه بر افکار و روان چنگ می زند و حس تنهایی بیش از پیش بر انسان رخنه می کند.
اما به یکباره احساسی از جنس امید و توانایی در وجود انسان ریشه می دواند. رفقای آزدیخواه و برابری طلب از هر گوشه ای از ایران، در هر دانشگاهی ، در هر شهری و در هر کارخانه ای به حمایت از ما بر می خیزند. حکومت که به خیال خود ریشه ی جریان « آزادیخواه و برابری طلب » را در دانشگاه خشکانده است با بالا رفتن پلاکاردهای سرخ در دانشگاه های شیراز ، بابلسر ، مشهد ، کرماشاه ، سنندج و ... خوابش آشفته می شود. کارگران فازهای مختلف عسلویه ، کارگران پتروشیمی و آلومینیوم سازی اراک و تعدادی از سندیکاهای کارگری به حمایت از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بر می خیزند ، عده ای از فعالان شناخته شده ی کارگری در حال پخش اعلامیه در حمایت از رفقای زندانی دستگیر و روانه ی زندانمی شوند و حتی کار به جای می کشد که رفیق مبارز محمود صالحی در حالی کلیه هایش از کار افتاده است و در بیمارستان او را به تخت دسبند و پا بند زده اند بی محابا و با صدایی رسا دانشجویان آزادیخوا و برابری طلب را مخاطب قرار می دهد و با اعلام حمایت خود ما را دلگرم می کند و بار مسئولیت را بر شانه های ما سنگین و سنگینتر. اما چه شیرین است کشیدن بار مسئولیتی حتی بدین قدر سترگ ، هنگامی که صدها و هزاران رفیق شانه هایشان را با شانه های ما مماس می کنند و بازو به بازوی ما می افکنند. رفقای ساکن آلمان ، سوئد ، انگلیس ، آمریکا و دیگر مناطق دیگر برای حمایت از ما همصدا می شوند. رفقای زندانی دهه ی دهشتناک 60 که جان سالم از اعدامهای دسته جمعی به در برده اند آسایش و آرامش را بر خود حرام می کنند تا به هر شکل ممکن حمایت گسترده تر و قوی تری از دانشجویان و رفقای آزادیخواه و برابری طلب صورت دهند. عده ای از رفقا با دوندگیهای شبانه روزی حمایت گسترده ی احزاب و شخصیتهای کشورهای مختلف را اخذ می کنند. همبستگی رفقای خارج از کشور اما به همیجا ختم نمی شود و اکنون یک حرکت اعتراضی گسترده و هماهنگ از سوی آنها در راه است.
در این فاصله بعد شنیدن خبرهای بد متوالی خبرهای خوب هم از ره می رسند. تعدادی از رفقا که در شهرستانها بازداشت شده بودند آزاد می شوند و برای ما نوید بخش روزهای گرم آینده می شوند. اکنون تمام رفقای خارج و داخل کشور آماده ی اجرای اعتراضات هماهنگ و سازمانیافته برای آزادی رفقای زندانی هستند.اکنون ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به نمایندگی از تمامی رفقای در بند این جریان اجتماعی ریشه دار و به پشتگرمی و قدرت تمامی فعالان کارگری ، مبارزان کمونیست ، نویسندگان چپ ، رفقای مسئولیت پذیر و پر دغدغه ی خارج ار کشور به تمامی آزادیخوهان و برابری طلبان جهان اعلام می کنیم که این همبستگی بی نظیر محدود به آزادی رفقای دربند نخواهد بود و ما خود را در برابر آرمانهای کمونیستی موظف می دانیم تا آزادی تمامی زحمتکشان و توده های تحت ستم از چنگ استبداد دینی حاضر و طبقه ی حاکم بر ایران از پای ننشینیم.

طبلها را بکوبید
دارها را بکارید
با شما هستم ای چکمه پوشان
زنگ مهریزها را بگیرید
سلطنت رادر انبوه انگشت سر نیزه ها پاس دارید
اسم شب را به خاطر سپارید:
توده های خشمگین می خروشند.دانشجوی آزادی خواه و برابری طلب، پرویز باقری

از مطالب رسیده

0 comments

پیرامون دروغ پراکنی نهادهای امنیتی

ما اسیر سناریوسازی های تکراری شما نمی شویم

بعد از بازداشت گسترده ی فعالان چپ وزارت اطلاعات ج.ا.ا دست به انتشار اطلاعیه ای در رابطه با اقدام انتحاری خود زده است. وزارت اطلاعات با صدور این بيانيه اعلام کرده است «تعدادي اخلالگر» دستگير شده اند که «با استفاده از کارت جعلي دانشجويي به قصد برگزاري تجمع غيرقانوني مقابل دانشکده فني دانشگاه تهران، وارد دانشگاه شده بودند.»روابط عمومي وزارت اطلاعات در بيانيه خود به تعداد بازداشت شدگان و تاريخ دستگيري آنها اشاره ای نکرده است ، ولي تصريح کرده است؛«افراد دستگير شده توسط گروهي از معاندين نظام و جريانات سياسي اعزامي از شهرهاي مختلف فراخوانده شده بودند تا ضمن راه اندازي اجتماع غير قانوني، درگيري ايجاد کنند و فضاي علمي - فرهنگي دانشگاه را به آشوب و اغتشاش بکشانند.» این وزارت فخیمه با بيان اينکه «آشوبگران از قبل اقدام به تهيه تير و کمان، جمع آوري سنگ و ساخت نارنجک هاي صوتي کرده اند»، افزوده است؛«از دستگيرشدگان مقادير قابل توجهي نشريات موهن، کتب ضاله، اعلاميه هاي حاوي توهين به مقدسات و مشروبات الکلي کشف و ضبط شده است.»

این سبک برخورد و این نوع اتهام بافی نهادهای امنیتی در ایران به هیچ وجه تعجب فعالان سیاسی و اجتماعی را به همراه ندارد چرا که این روال همیشگی و تکراری مسئولان ج.ا.ا در مقابل دگر اندیشان و دگر باشان است. اصولا وزارت اطلاعات ایران به نمایندگی از تمام دستگاه سرکوب نظام جمهوری اسلامی در هنگامی که دست به خلق شاهکارهای ابلهانه می زند دست به دامان برادران کیهان ، یالثارات و صدا و سیما می شود تا با ساخت سناریوهای گوناگون، افکار عمومی را از تمرکز بر رفتارهای غیر قانونی و غیر انسانی خود باز دارند. مدتهاست که در هنگام دستگیری هر فعال سیاسی _ اجتماعی در ایران ما بلافاصله شاهد آن هستیم که سربازان گمنام امام زمان در منزل یا محل کار وی مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، اسلحه کمری و کتب ضاله پیدا می کنند ، روابط خصوصی افراد تبدیل به روابط نامشروع می شود ، حسابهای پس انداز پنج رقمی ریالی افراد به حسابهای شش رقمی ارزی تبدیل می شود و تماسها و ارتباطهای عادی و سیاسی افراد با فعالان سیاسی ، وکلا و نویسندگان شناخته شده تبدیل به ارتباطهای پنهانی با افراد و گروهکهای ضد انقلاب و خارج نشین تبدیل می شود. این سناریوها و اتفاقات بارها و بارها در برابر دیدگان ما تکرار شده است و گویا ما با سکوت و بی تفاوتی خود در برابر این رویه آموخته ی رفتار حاکمان شده ایم.

من در اینجا به عنوان عضو کوچکی از جریان ریشه دار و اجتماعی آزادی خواه برابری طلب تصمیم دارم در حد توان خود به انجام مسئولیت خویش در قبال روشن ساختن افکار عمومی در رابطه با دروغ پراکنی و یاغیگری نهادهای سرکوبگر ج.ا.ا بپردازم.

نیروهای وزارت اطلاعات و ضابطان دادگاه انقلاب بعد از بازداشت فعالان چپ با احکامی مخدوش ، بی نام و بعضا سفید که تنها آرم و مهر دادگاه انقلاب را در پای خود داشته است اقدام به تفتیش منزل و محل کار تعدادی از بازداشت شدگان کرده اند. در این تفتیشها مقدار زیادی از وسایل شخصی ، دست نوشته ها ، کتابها ، سی دی ها ، نشریات ، کیس کامپیوتر و دیگر وسایل اینچنینی بدون ارائه ی هیچ رسیدی به صورت غیر قانونی ضبط شده است.
سوال اینجاست که نشریات موهن و کتب ضاله مورد اشاره ی برادران محترم وزارت اطلاعات چه بوده است؟

جواب برای ما که تا کنون بارها کتابها و وسایل شخصی خود را در هجومهای گاه و بیگاه و بدون مجوز عوامل اطلاعاتی و نهادهای قضایی ج.ا.ا از دست داده ایم کاملا روشن است. در تاراج اخیر کتب ضاله ای که از خانه ی بسیاری از زندانیان سیاسی فعلی کشف شده است به شرح زیر است:

1: مجموعه ی آثار لنین _ ترجمه ی محمد پرهرمزان _ انتشارات فردوس _ چاپ شده در سال 1384 در تهران

2: دست نوشته های اقتصادی و فلسفی 1844 _ ترجمه ی حسن مرتضوی _ انتشارات آگه _ چاپ شده در سال 1387 در تهران

3: گامی در نقد فلسفه ی حق هگل _ و ترجمه ی مرتضی محیط _ انتشارات اختران _ چاپ شده در سال 1381 در تهران

4: هجدهم برومر لوئی بناپارت _ ترجمه ی باقر پرهام _ نشر مرکز _ چاپ شده در سال 1377 در تهران

5: نبردهای طبقاتی در فرانسه _ ترجمه ی باقر پرهام _ نشر مرکز _ چاپ شده در سال 1381 در تهران

6: جنگهای داخلی در فرانسه 1871 _ ترجمه ی باقر پرهام _ نشر مرکز _ چاپ شده در سال 1380 در تهران

7: درباره ی تکامل مادی تاریخ _ ترجمه ی خسرو پارسا _ نشر دیگر _ چاپ شده در سال 1380 در تهران

8: سوسیالیسم تخیل و سوسیالیسم علمی _ ترجمه ی قنبری _ نشر روشنگران _ چاپ شده در سال 1384 در تهران

9: انسان و سوسیالیسم در کوبا _ ترجمه ی شهره ایزدی _ نشر طلایه پر سو _ چاپ شده در سال 1371 در تهران

10: مانیفست پس از 150 سال _ ترجمه ی حسن مرتضوی _ نشر آگه _ چاپ شده در سال 1380 در تهران

11: آینده ی سوسیالیسم _ ترجمه ی ناصر زرافشان _ نشر آگه _ چاپ شده در سال 1379 در تهران

12: آنتی دورینگ _ ترجمه ی آرش پیشاهنگ _ انتشارات جامی _ چاپ شده در سال 1382 در تهران

13: تاریخ و آگاهی طبقاتی _ ترجمه ی زنده یاد محمد جعفر پوینده _ انتشارات تجربه _ چاپ شده در سال 1378 در تهران

14: کاپیتال _ ترجمه ی ایرج اسکندری _ _ چاپ شده در سال 1384 در تهران

15: ....
تعجب نکنید ؛ « نشریات موهن » مورد اشاره ی وزارت اصلاعات هم شامل نشریات دانشجویی دارای مجوز ، ماهنامه ی نامه و دیگر نشریاتی است که همگی به لطف مهر ورزی دولت برادر محمود احمدی نژاد همگی به تیغ سانسور سپرده شده اند.

وزارت اطلاعات در قسمت دیگری از اطلاعیه خود آورده است : «آشوبگران از قبل اقدام به تهيه تير و کمان، جمع آوري سنگ و ساخت نارنجک هاي صوتي کرده اند» !
ظاهرا وزارت اطلاعات و سناریو نویسان آن دانشجویان چپ دانشگاه های کشور را با نسل قبلی برادران انصار حزب الله و بسیج اشتباه گرفته اند. در حال حاضر چکمه پوشان بسیج و چماقداران انصار حزب الله برای دفاع ار کیان نظام ولایت فقیه در ایران مسلح به باتوم ، دستبند ، اسپری گاز اشک آور ، اسلحه کمری و غیره هستند ولی در سالهای نه چندان دور این بخش زحمتکش و اصولگرا با چوب ، کمربند ، سنگ ، تیر و کمان ، چاقو و امثالهم به تجمعات و جلسات مسالمت آمیز گوناگون حمله می کردند و از نظام ولایت فقیه دفاع قاطعی به عمل می آوردند. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که خود در مقاطع زمانی گوناگون و به انواع و اقسام روشها قربانیان خشونت شبه نظامیان مورد حمایت ج.ا.ا بوده اند را متهم به بکارگیری ابزاری می کنند که زمانی مایه ی امرار معاش خود اتهام زنندگان بوده است.

هر کس برای اشیا گوناگون کاربردی مطابق با افکار و اهداف خود در نظر می گیرد پس عجیب نیست که وزارت اطلاعات و همرزمان سابق برادر سعید امامی که اکنون ادامه دهنگان راه این شهید بزرگوار هستند به مقداری کمی چوب که دانشجویان برای ساخت پلاکاردهای خود تهیه دیده بودند به عنوان مواد اولیه ساخت تیر و کمان می نگرند . این کار در وزارت اطلاعات سابقه ای بیست و چند ساله دارد. یادمان نرفته است که این مدافعان سرسخت ولایت فقیه به طناب نایلونی که زنان خانه دار به عنوان بند لباس از آن استفاده می کنند به چشم ابزاری برای هدایت امثال پوینده و مختاری به راه راست می نگرند.

مسئولان جمهوری اسلامی دانشجویان ربوده شده و بازداشت شده را « آشوبگران» ی می نامد که که «با استفاده از کارت جعلي دانشجويي به قصد برگزاري تجمع غيرقانوني مقابل دانشکده فني دانشگاه تهران، وارد دانشگاه شده بودند.»! ببینید که کار دروغ پردازی این رژیم تا کجا کشیده است! آیا منزل شخصی خانم انوشه آزادفر که ایشان و خانم ایلناز جمشیدی در آن مورد هجوم غیر قانونی قرار گرفتند به تازگی جزئی از دانشگاه تهران شده است؟ آیا محوطه ی زیر پل سید خندان که آقای سعید حبیبی بعد از خروج از محل کار از آنجا ربوده شده است به محوطه ی دانشگاه تهران الحاق شده است ؟ آیا تقاطع خیابان انقلاب و 16 آذر که آقای بهروز کریمی زاده از آنجا ربوده شده است جزء محوطه ی دانشکده ی فنی تهران محسوب می شود؟ آیا دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه مازندران که در بابلسر مورد حمله ی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفتند هم وارد دانشگاه تهران شده بودند؟ اصولا آیا دانشجویانی که شماره ی دانشجویی ، واحدهای درسی و مدارک رسمی خود وزارت علوم دلالت انکار ناپذیر بر دانشجو بودن آنها دارد نیازی به جعل کارت برای ورود به دانشگاه محل تحصیل خود دارند؟
نظام جمهوری اسلامی برای خود وزارت اطلاعات ساخته است یا دارالمجانین؟ این حربه ها و سناریوها نخ نما شده است. این به زعم شما «تعدادي اخلالگر» دانشجویان همین اجتماع هستند. این به زعم شما « آشوبگران » فرزندان همین مردمی هستند که شما به زور اسلحه و زندان بر آنها حکومت می کنید. پداران و مادرانی که اکنون در پشت دیوارهای اوین به امید یافتن نام و نشانی از فرزندانشان از سرما ، خستگی و ترس می لرزند و شما با دشنام و سخنان درشت می رانیدشان همان کسانی هستند که به امید رسیدن به برابری و آزادی در سال 57 جان خود را کف دستشان گرفتند و به خیابانها ریختند و شما از روی شانه های آنها بالا رفتید و حکومت شاهنشاهی دیگری را برپا کردید پس بترسید از روزی که برای رسیدن به برابری و آزادی همین پدرها و مادرها تصمیم به قیام دیگری بگیرند.

به عنوان دلسوز این نظام به مسئولین جمهوری اسلامی توصیه می کنم به جای حواله دادن مواد مخدر ، اسلحه و کارت جعلی به این و آن فعال سیاسی ، مواد مخدر و مشروبات الکلی را برای بزمهای شبانه ی خود نگه دارند ، اسلحه ها را میان مزدوران و شبه نظامیان خود تقسیم کنند و کارتهای جعلی را میان سربازان گمنام امام زمان تقسیم کنند تا بهتر از پس ربایش دانشجویان و فعالان سیاسی بر آیند چرا که تقسیم بی محابای ابزار بقای جمهوری اسلامی به این شکل و وسعت بی شک مایه سرنگونی آن خواهد بود.

پرویز باقری

مقاله ای ارزشمند از بهروز کریمی زاده

0 comments


منتشر شده در نشریه دانشجویی خاک

بررسی اوضاع سیاسی و مسیر تحولات آتی ایران


پیشگویی های پیامبر گونه اصلاح طلبان در باب سکون و انفعال در عرصه سیاست ایران پس از پایان دوران اصلاحات نه تنها چون باقی توهمات این گروه دود شد و به هوا رفت، بلکه تحولات سیاسی و اجتماعی با سیر پر تنش و با سرعتی بیش از پیش ادامه یافت و بار دیگر مهر تاییدی بر درستی دیدگاههایی زد که روند تغییر و تحولات در عرصه سیاست،فرهنگ و اقتصاد جامعه را در پیوند با مکانیزم طبقات اجتماعی و مبارزه طبقاتی در آن جامعه بررسی می نمایند.
این تحولات در بحران عمومی جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی با تصویب قطعنامه تنبیهی شورای امنیت سازمان ملل وارد فاز جدیدی شده است که بیانگر نکات مهمی است که ما در مقالات قبلی نشریه خاک برآنها تاکید نموده بودیم. نخست باید تذکر داد که دو طرف این بحران با دو صورت مسئله جدی و استراتژیک متفاوت وارد این بازی شده اند که تفاهم و توافقی عمده و پایدار را در این زمینه ناممکن می کند نظام جهانی سرمایه با صورت مسئله چگونگی روی کار آوردن یک حکومت متعارف و نرمال سرمایه داری در ایران و جایگزینی آن با حکومتی به اصطلاح یاغی یا نامتعارف وارد این بازی گردیده در حالی که در مقابله با این رویکرد با درک درست نظام جمهوری اسلامی از کیفیت این امر که نظام جهانی سرمایه، در عرصه سیاست جهانی جایگاهی برای جمهوری اسلامی در نظر ندارد با تز تحمیل خود به نظام جهانی (یا سازش با آن ؟) به عنوان تنها آلترناتیو معقول و واقعی در منطقه وارد این بازی شده است.
در نگاه اول ضعف آشکار این قطعنامه در وارد کردن هر گونه فشاری به جمهوری اسلامی نمایانگر دست بالا پیدا کردن اسلام سیاسی در منطقه خاورمیانه پس از جنگ لبنان، سیاست های تعرضی احمدی نژاد در عرصه جهانی و زمین گیر شدن آمریکا در عراق است. نکته ای که بیش از هر چیز بیانگر شکست سیاست های امپریالیستی آمریکا در منطقه خاورمیانه است.
دومین بحث قابل ذکر این است که با وجود پیروزی سیاست خارجی دولت احمدی نژاد "از منظر منافع جمهوری اسلامی "در مقطع کنونی، این قطعنامه نشان از عزم پیگیر نظام جهانی به سرکردگی آمریکا برای تغییرات مطلوب خود بر حکومت ایران دارد که تنها توازن قوای فعلی در خاورمیانه است که دست نظام جهانی را در طرحهای نظامی و فشارهای اقتصادی جدی تر بسته نگاه داشته است. در این توازن قوای شکننده هر آن امکان تغییر و چرخش به سود نیروهای آمریکایی و به ضرراسلام سیاسی در منطقه بخصوص در بلند مدت امکان پذیر می باشد.
سومین نکته ای که از میان این مباحث نه تنها باید مطرح گردد، بلکه باید نقطه کانونی تمرکز نیروهای سیاسی جدی، مردمی و مترقی باشد، پر رنگ تر شدن بیش از پیش خطر حمله نظامی، تحریم و عراقیزه شدن ایران در پس پرده این مشاجرات بین المللی است. خطری که در مقابل آن هر نیرویی باید موضع و راه حل خود را به صورت شفاف با مردم در میان بگذارد تا خارج از کلی گویی ها و جاخالی های تئوریک و سیاسی، ماهیت منافع و جانبداری واقعی هر جریان سیاسی را مردم بتوانند به قضاوت بنشینند.
در مقابل این صورت مسئله جدی مردم و نیروهای سیاسی به سرعت به طبقات اجتماعی و ارکان سازنده واقعی خود تجزیه می گردند. بورژوازی و بخش اندامواره آن در طبقه متوسط و خرده بورژوازی توسط نیروهای سیاسی مختلف قطب راست جامعه نمایندگی می شوند. این قطب راست به دو جناح اصلی تقسیم می گردد; جناح اول که نسبت به جمهوری اسلامی پوزیسیون و نیرویی تعریف می گردد که بقای خود و جامعه بورژوازی را در بقای نظام موجود می بیند. بخش عمده ای از نیروهای اسلام سیاسی این جناح از قطب راست جامعه را تشکیل می دهند و نیروهای سیاسی دیگری که با هویت های دیگری همچون اصلاح طلب، لیبرال یا حتی سکولارخودآگاهی دارند به علت پاسخی که به صورت مسئله سرنوشت حاکمیت سیاسی در آینده ایران و چگونگی برخورد با نظام جهانی سرمایه می دهند (یعنی به هرحال پاسخ را در چهارچوب جمهوری اسلامی معقول می دانند یا پیگیری می نمایند) – به طورنمونه از حامیان هاشمی رفسنجانی تا احمدی نژاد - به صورت ارگانیک یا غیر ارگانیک به نیروهای اسلام سیاسی تعلق دارند.
جناح دیگر قطب راست که مهم ترین شاخص آن را تعریفش به عنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی و سرمایه گذاری نیروهایش در روی کار آوردن یک حکومت متعارف سرمایه داری و دنباله روی آمریکا در ایران می توان دانست که شامل نیروهای زیادی از سلطنت طلبان، تندروهای دو خردادی و… می باشد که عمدتا خود را با ایدئولوژی هایی چون سکولاریسم، لیبرالیسم،چپ فرهنگی یا دموکرات شده و … عنوان می کنند. اما پایگاه جنبشی عمده این جریانات سیاسی را می توان ناسیونالیسم پرو غرب دانست که فارغ از رنگارنگی عناصر درونی این جناح، به آنها (از گنجی و سازگارا تا رضا پهلوی و فرخ نگهدار) به عنوان یک کلیت واحد عینیت می بخشد.
هر کدام از دو جناح قطب راست (یعنی اسلام سیاسی و ناسیونالیسم پرو غرب) در مقابل مسائل مختلف از قبیل آزادی های سیاسی و حقوق مدنی اولیه، وجود ستم ملی در ایران و… موضع گیری های متعدد و جناح بندی های گوناگون و ریزتری دارند که در صورت لزوم در شماره های بعد نشریه به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت.
در برابر نیروهای مذکور قطب چپ و رادیکال جامعه قرار دارد که تا کنون بارها با عناوینی چون راه سوم یا مردمی و … از آن نام برده شده است. این قطب متشکل از طبقه کارگر(به عنوان نیروی محوری و رهبری کننده) و دیگر زحمتکشان جامعه ایران با همراهی بخشی از طبقه متوسط است که بنا به دلایل مادی و ذهنی به طبقه کارگر پیوند خورده اند. این قطب در صحنه سیاست و نیروهای سیاسی موسوم به چپ رادیکال و طیف دیگری از نیروها نمایندگی می شوند.
از مهم ترین تزها و ارکان تعیین کننده خطوط این نیروها را می توان تاکید بر دخالت گری مردم در تعیین سرنوشت شان توسط خود آنها دانست که این امر به تبع خود مخالفت جدی و پیگیر با هرگونه دخالت خارجی و نظام جهانی در آینده سیاسی کشور و مبارزه با استبداد داخلی را به همراه می آورد. این قطب مبارزاتش را بر پایه سه جنبش کارگری،دانشجویی و زنان با محوریت مبارزات طبقاتی کارگران و جریانات سیاسی چپ رادیکال استوار می سازد. خواسته های ازادی خواهانه، و ضد استبدادی و رفاهی برای طبقات محروم اجتماعی در صدر برنامه های حداقلی این جریان قرار دارد. به عبارتی دیگر این قطب اهدافش را بر مبنای منافع طبقه کارگر و مردم زحمتکش جامعه اعلام می کند، شیوه مبارزاتی اش را بر مبنای جنبش های اجتماعی همین نیروها یعنی جنبش طبقه کارگر و بخش چپ و رادیکال جنبش های زنان و دانشجویان استوار می کند و شکل مطلوب حاکمیتش را ضرورت های حاکم بر نوع نیازهای همین اقشار تعیین خواهد نمود که مشخصا دموکراتیک بودن و چرخش آزاد قدرت سیاسی و کنترل مردمی بر ثروت جامعه و تضمین جامعه ای آزاد وبرابر از ارکان آن خواهد بود.
عملا این دو قطب را در برگزاری انتخابات خبرگان و شوراهای شهر و مبارزات دانشجویی در چند ماه گذشته می توان بررسی نمود و خطوط سیاسی و پراتیک حاکم بر این قطب ها را شکافت.
در انتخابات 24 آذر ماه بیش از هر چیز شاهد رقابت های درونی جناح اسلام سیاسی در قطب راست بین حامیان احمدی نژاد و هاشمی برای تعیین خط مشی حاکم بر این جناح قطب راست بودیم(احمدی نژاد نماینده تز تعرض به نظام جهانی و هاشمی نماینده تز سازش با آن) که در نهایت بدون غلبه کامل هیچ یک از دو تفکر فعلی بر دستگاه های مورد منازعه به پایان رسید. که این مسئله بیش از پیش ناکارآمدی ها و اصطکاک های حاکم بر جناح اسلام سیاسی در این قطب را تشدید می کند.
جناح ناسیونالیسم پرو غرب و اپوزیسیون قطب راست نیز عملا نتوانست قدمی را در جهت تحریم بردارد و نه در جهت سازماندهی شرکت در انتخابات. بیشتر نیروهای این جناح به حمایت ضمنی از نمایندگان تز سازش در جناح قدرتمند اسلام سیاسی بسنده کردند.
قطب چپ و رادیکال به علت نداشتن رسانه های قدرتمند و نداشتن قدرت لازم جهت سازماندهی با پرچم و سازمان خود، بیش از هر چیز سعی در حفظ مرزهای خود با نیروهای قطب راست و حفظ و باز سازی خود جهت جدالهای آینده دارد. و هنوز به صورت جدی در این عرصه وارد نگردیده و بیشتر توان خود را صرف سازماندهی جنبشی خود می نماید. هرچند چهل درصد جمعیتی که بنا به آمار رسمی در انتخابات فوق شرکت نکردند پایگاه و پتانسیل بالقوه این نیرو می توانند باشند.
این انتخابات در کنار حوادث چند وقته اخیر در ایران و خاورمیانه بی افقی، سردرگمی و بی پاسخی قطب راست جامعه را در پاسخ به ضرورت ها و نیازهای حاکم بر جامعه ایران اثبات نمود که نمود بیرونی این امر را می توان در ادامه با وضوح بیشتری به نمایش گذاشت.
در جریان مبارزات دانشجویی اخیر اگر بخواهیم تجمعات دانشجویی به مناسبت16 آذر را به عنوان محک ارزیابی این نیروها قرار دهیم به تصویر جالبی از عملکرد و محتوای واقعی این نیروها می رسیم. در این تجمعات که نوید بخش طلوع قدرتمند نیروهای سیاسی جوان و رادیکال قطب چپ جامعه بود شاهد این امر بودیم که نیروهای سیاسی نزدیک به قطب راست، چه جناح اسلام سیاسی که در دانشگاه با عنوان« روشنفکر مذهبی» یا «مشارکتی» شناخته می شوند و چه جناح ناسیونالیست پرو غرب که با عنوان « لیبرال» بیشتر شناخته شده هستند، حول افق و قطب اجتماعی واحدی که نمایندگی می کردند جبهه واحدی را شکل دادند و در مقابل حرکات رادیکال دانشجویان ایستادند.
در مقابل شعار تحریم انتخابات عصبی می شدند، در مقابل طرح جنبش زنان و کارگران به هتاکی و عکس العمل های نابه هنجار می پرداختند و در مقابل به دفاع از تز دانشجویان به مثابه یک صنف یا" قشر در خود" پرداختند. نیروهای فشار این جریانات به پاره کردن کتابهای دانشجویی و تصفیه نمایندگان دیگر عقاید مختلف از تشکلهایی که نفوذ داشتند اقدام نمودند. دموکراسی خواهان پیراهن قهوه ای و کف به لب آورده، از معرفی عناصر خرابکار به نهادهای امنیتی تا ایجاد شایعه و هر اقدام سیاهی در مقابله با جریانی که به گونه ای دیگر می اندیشد و عمل می نمود، کوتاهی نکردند. مراسمی که با همکاری نیروهای مستقل دانشجویی پا گرفته بود ناگهان برگزار کننده ی واحدی به نام تحکیم وحدت پیدا کرد و ….
در برابر این عملکرد، چپ رادیکال تمامی تلاش خود را در کنار دانشجویان برای طرح خواستهای آنان به رادیکال ترین شکل ممکن و دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی کل جامعه به کار گرفت. حضور قدرتمند نیروهای این قطب در دانشگاه های سراسر کشور نوید این امر را به جامعه داد که ایران می تواند به سرنوشت عراق و سناریوهای تلخ آمریکایی قومی (جنگ داخلی) و.... دچار نگردد.
این امر بیش از هر چیز نیازمند قطع چشم امید فعالین اجتماعی و عموم مردم از مراجع رسمی قدرت و نظریه پردازان انفعال، انتظار و .... می باشد. طبقه کارگر و اکثریت مردم زحتکش بار دیگر باید به دستان پر توان خود بنگرند و به این سوال اساسی بپردازند که "چه باید کرد ؟"
به امید یک دنیای بهتر

اتحادیه کارگران پست کانادا طی نامه ای خواهان آزادی فوری دانشجویان و کارگران زندانی شد

0 comments

رئیس جمهور عزیز احمدی نژاد٬
این نامه را از طرف ۵۵۰۰۰ عضو اتحادیه کارگران پست کانادا و بمنظور ابراز نگرانی از سرکوب اخیر دانشجویان به شما مینویسم. ما اطلاع داریم که دهها نفر از دانشجویان فعال سیاسی در روزهای قبل از ۷ دسامبر دستگیر شدند. و اکنون می دانیم که متجاوز از ۴۰ نفر از دانشجویان از سراسر ایران در زندان منفور و مخوف اوین و سایر اماکن در حبس بسر می برند.
تاکتیک کهنۀ «آی گرگ٬ آی گرگ!»٬ تاکتیک زدن انگ تشکیل هسته هائی برای سازماندهی ترور و آشوب به کمونیست ها٬ تاکتیک کهنه و بی اعتبار شده ای است که در گذشته در سایر جاها بکار گرفته شده است. ما با تاکتیک شیطان سازی از کسان دیگری که افکار متفاوتی دارند آشنائیم. بعلاوه٬ مشکل بتوان میان اعمال دولت اسلامی و اعمال ایالات متحده در جاهائی مانند ابوقریب و گوانتانامو تمیز گذارد. امیدواریم دولت شما این مسیر را ادامه ندهد.
ما همچنین اخباری حاکی از شکنجه و رفتار شقاوت آمیز دریافت کرده ایم. بنظر می رسد مقامات حکومت اسلامی با طرح این ادعای نامستند که این دانشجویان در پی بدست آوردن سلاح و ایجاد درگیری خشونت آمیز بوده اند٬ دارند بر اعمال خود سرپوش می گذارند. وزارت اطلاعات اعلام کرده است که از دانشجویان «کتب ضاله و اعلامیه های حاوی توهین به مقدسات» بدست آمده٬ و به این ترتیب اذعان کرده است که از نشر عقاید هراس دارد. انسان از مشاهده این نکته٬ در مورد هر کشوری٬ دچار احساس چندش می شود که دولتی از سرویس های اطلاعاتی بمنظور تعریف اخلاق و ضلالت استفاده کند.
ما قویا از شما می خواهیم دانشجویان و فعالین کارگری را که در زندان های خود نگهداشته اید را فورا و بدون قید و شرط کنید٬ و به این بدرفتاری های عریان با دانشجویان و کارگران خاتمه دهید.
ارادتمند
دبرا بورگ
رئیس کل اتحادیه کارگران پست کانادا

گزارشى از آكسيون در جلوى بى بى سى در حمايت از دانشجويان ايران

0 comments

بنا به فراخوان "كميته برگزارى آكسيون براى آزادى زندانيان سياسى"٬ و همچنين بنا به فراخوان احزاب و سازمانهاى مختلف٬ روز شنبه 22 دسامبر برابر با 1 دى ماه آكسيون با شكوهى در حمايت از مبارزات دانشجويان در ايران و با خواست آزادى فورى دانشجويان زندانى و آزادى همه زندانيان سياسى در جلوى ساختمان سرويس جهانى بى بى سى در لندن بر گزار شد۔
در اين آكسيون حدود يكصد نفر از ايرانيان و نمايندگان احزاب و سازمانهاى سياسى مختلف شركت داشتند۔
شعارهائى از جمله "دانشجوى زندانى آزاد بايد گردد"٬ "زندانى سياسى آزاد بايد گردد"، "كارگر زندانى آزاد بايد گردد"٬ "زنده باد آزادى٬ زنده باد برابرى" از طرف شركت كنندگان سر داده شد و تعدادى از فعالين سياسى نیز به افشاگرى علیه دولت جمهوری اسلامی پرداختند .
همچنين نماينده اى از طرف اتحاديه سراسرى دانشجويان در انگلستان و نمايندگان برخى از سازمانهاى سياسى٬ از جمله "ليبرتى پارتى" در اين آكسيون حضور پيدا كردند و پيامهاى حمايتى خود را از دانشجويان زندانى قراعت كردند۔
درپايان اين آكسيون اعلام شد كه آكسيون ديگرى نيز در پی فراخوان دانشجويان آزاديخواه و برابرى طلب در روز 28 دسامبر برگزار خواهد شد۔دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ضمن قدرداری از آزادیخواهانی که به حمایت از دانشجویان به میدان آمدند٬ یکبار دیگر بنام همه انسان های آزادیخواه جهان خواستار آزادی فوری همه یاران زندانی میشود.

بیانیه شماره دوم دانشجویان سوسیالیست دانشکده باهنر شیراز در مورد دستگیری دانشجویان

0 comments

نگهبانان نظم سرمایه سرکوب موقوف!

تضاد وتناقضات درونی نظام سرمایداری ناچارا جامعه را به تنش و کشمکش طبقاتی کشیده، که هر کدام برای رسیدن به منافع خود مبارزه میکنند . جامعه طبقاتی موجود که اکثریت جامعه را طبقه کارگران و اقشار پایین جامعه واقلیت ان طبقه سرمایدار تشکلیل داده اند،که مدام در حال رودروی با هم درعرصه مبارزاتی خود هستند.
نظام سرمایداری درایران که حافظان ان طبقه حاکم بر ایران هستند برای ادامه و طول عمر خود اجبارا به سرکوب طبقه کارگر و جنبشهای سوسیالیستی و رادیکال اجتماعی متوصل میشود ، که تنها موجودیت خود را از این طریق (دستگاههای سرکوبی که برای حفظ نظم سرمایه در اختیار دارد) خفظ خواهند کرد. دستگیریهای پی در پی دانشجویان چپ و سوسیالیست و فعالین کارگری نشان از تعرض اشکارخود بر این جنبهشای رادیکال موجود در صحنه سیاسی برای ادامه حیاط خود و سودجوییهایی که از طریق سرکوب و استثمار طبقه کارگر وپایین جامعه میباشد، به پیش خواهد برد. که این خصلت واقعی نظام لجنی سرمایداری جهانی ومشخصا ایران میباشد. طبقه کارگر و دیگر جنبشهای رادیکال هم برای دفاع از خود و مبارزه علیه سرمایه به اعتراض،اعتصاب و فعالیت برای درست کردن تشکلهای مستقل خود دست زده اند که چند سال اخیر در مبارزه و تقویت جنبش سوسیالیستی رشد چشمگیری داشته اند.
این حافظان سرمایه برای نگه داشتن حاکمیت خود بر جامعه هر روزه به جنبش و مبارزه رادیکال و سوسیالیستی حمله و خواهان سرکوب ان هستند. در استانه 16 اذر و در ادامه ان سران حکومتی برای جلوگیری از برگزاری مراسم روز دانشجو، اقدام به دستگیری دانشجویان چپ و ازادیخواه کرده و بیش از 40 نفر از رفقای ما را بازداشت و روانه زندانهای مخوف خود کرده و تاکنون هم بجز چند نفر از انها که ازاد شدند، بقیه در زندان بسر میبرند، تا شاید دانشجویان را به اعترافهای دروغین ویا مجبور به عقب نشینی از مبارزه ازادیخواهانه خود باشند وبتوانند تخم ترس و وحشت از نگهبانان سرمایه را در دل این مبارزین و جنبش رادیکال اجتماعی بچینند، تا توان و نیروی سرکوب و وحشیگیری خود را بر انها تحمیل کنند و همینطور ایجاد فضای رعب و وحشت و حکومت نظامی انها در دانشگاهها، تا هر طور شده جلو مراسم دانشجویان را بگیرند. اما دانشجویان چپ و سوسیالیست علارغم فضای پلیسی حاکم بر دانشگاه مراسم 16 اذر را(روز13 اذر د رتهران و بعدا در شهرهای دیگر ایران ) برگزار و عملکرد سران حکومتی را با شکست روبرو ساختند و مراسم خود را با "سرود انترناسیونال" و دادن شعارهای رادیکال و سوسیالیستی و خواهان ازادی رفقای دستگیر شده خود و پایان دادن به پادگانی کردن دانشگاهها ،برگزار کردند و این پیروزی دیگری برای دانشجویان و جنبش سوسیالیستی بود.
رسانه های داخلی و خارجی راست و بورژوایی اعم از پوزوسیون و اپوزسیون این سرکوب و دستگیری دانشجویان و برگزاری مراسم 16 اذر را بایکوت و از انعکاس ان پرهیز و باز هم در سرکوب جنبش سوسیالیستی به سران حکومتی کمک و قدم برداشتند. اینان بر انند که این جنبشهای رادیکال (که تنها نیروی واقعی تغییر نظم موجودهستند) را خفه و به زیر بکشد.
اما! ا زسوی کارگران و مردم ازادیخواه ایران ( داخل و خارج از ایران) و حتی در سطح جهانی به پشتیبانی از دانشجویان برخواستند و دست به اعتراض ،کمپین ،اکسیون و جمع اوری امضا و ...علیه سرکوب دانشجویان زدند، و این نشان از وجود جنبش سوسیالیستی و ازادیخواهانه در سطح جهان و اعلام همبستگی با هم برای به پیش بردن مبارزات خود در برابر سرکوب جنشهای ازادیخواهانه است.
سرکوبگران و حافظان سرمایه خوب تشخیص داده اند که دشمنان اصلی خود کدام نیرو در جامعه است و همیشه نوک حمله انها رو به رادیکالترین جنبشهاست. حاکمان ایران ازنظام ابرقدرتی امریکا ترسی ندارند و این همه تهدید و فشارها را به خیال خود نمیاورند اما از محمود صالحی( که تنها 20 درصد یکی از کلیه هایش کار میکند) و دیگر رهبران کارگری واعتراضات هر روزه کارگری، از دانشجویانی چپ و ازادیخواه از زنانی که برای احقاق حقوق انسانی خود مبارزه میکنند به وحشت افتاده و هر گونه حرکت کوچکی از این فعالین سر بزند تا جایی که امکانش را داشته باشد سرکوب میکند. این ترس و حشت نه از وجود فقط این رهبران و فعالین ازادیخواه ،بلکه ترس از پتانیسل و نیروی عظیم طبقاتیی که پشت این جنبشها موجود است. و در ازاد شدن این پتانیسل در هر فرصت و امکان ابراز وجود خود، به میدان مبارزه امده و با تمام توان نظم سرمایه را به لرزه در می اورند وداغ لعنت زده نظام سرمایه را از ریشه بر میکنند و بسوی جامعه ای انسانی (سوسیالیسم) عاری از هر نوع استثمارانسان به دست انسان، نابرابری، فقرو صدها معضل اجتماعی(ریشه در نظام طبقاتی موجود) حرکت کرده وخواهند کرد.
نگهبانان سرمایه! اگرچه توانسته اید رهبران و رفقای ما را زندانی کنید و انها را تحت سخترین شکنجه ها قرار بدهید، اما مطمئن باشید که این نظام فرسوده حاکم بر جامعه پروسه تاریخی خود را طی و مجبور به فنا شدن است و این اعتراضات و مبارزه هر روزه حاضر در صحنه سیاسی، این پروسه را تا مقصد خود (سوسیالسم) ادامه و تا رسیدن به ان ارام نخواهند گرفت.و جنبش دانشجوی یکی از پیشروترین و رادیکالترین این جنبشهاست که در تغییر و به پیش بردن این مبارزه نقش مهمی را ایفا کرده و خواهد کرد و خواست ومطالبات دیگر اقشار جامعه را نمایندگی کرده و برای ان مبارزه خواهد کرد. و ما این راه پر افتخار را نه از هر طریقی، بلکه تنها با توان و نیروی طبقاتی خود (حول طبقه کارگر) این مبارزه را تا رسید به مقصد ادامه خواهیم داد .
ما دستگیری دانشجویان چپ و ازادیخواه و تمام رهبران کارگری و زنان را محکوم و خواهان ازادی بی قید شرط انها هستیم و از هر پشتیبانی برای ازادی انها کوتاهی نخواهیم کرد،و خواهان پایان دادن به پلیسی کردن دانشگاهها هستیم و ازادی بیان و مبارزه برای حقوق خود حق انسانی ما میباشد و از ان دفاع خواهیم کرد.
دانشجویان،کارگران وزنان، مردم ازادیخواه
اگر چه راه سختی در پیش داریم، اما همه ما تحت سلطه بربریت سرمایه جز اتحاد و همبستگی طبقاتی خود هیچ سلاحی برای دفاع از خود وادامه مبارزه در دست نداریم و برای رهای از این وضع تنها با اتکا به این همبستگی خود میتوانیم رفقای خود، هم طبقه ای ها و مبارزین این راه را ازاد و انان را در این پروسه مبارزاتی دخیل و شرکت دهیم و دیگر نظام سرمایه حاکم توان سرکوب این جنبشها را نداشته باشد و ما با پشتیبانی و اتحاد خود قدرت و نیروی خود را به سلطه گران نشان دهیم و تا ازادی رفقای دربند ارام نگیریم ، این تنها راه مقابله با سرکوب هر روزه ما خواهد بود.
روز 28 دسامبر را روز اعتراض و پشتیبانی از دانشجویان در بند کنیم و این روز را سنبل اتحاد و همبستگی خود کنیم.

زنده باد همبستگی طبقاتیمان
دانشجویان زندانی آزاد باید گردد
دانشجو، کارگر... اتحاد، اتحاد
به سوی سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشکده باهنر شیراز



جواد توللی آزاد شد

0 comments

رفيق جواد توللی دانشجوی دانشگاه چمران اهواز ساعاتی پيش از زندان اطلاعات اهواز آزاد شد.ما آزادی جواد عزیز را به خانوداه اش و به همه یاران او و همه دانشجویان تبریک میگوﺋیم.
مبارزه برای آزادی همه یاران دربند ادامه خواهد داشت
زنده باد آزادی
زنده باد برابری

پيروزي مبارزات پيگيرعلیه استبداد و سركوب (بیانیه دانشجویان دانشگاه اصفهان

0 comments

بالاخره مبارزات پيگير دانشجويان سراسر كشور وهم صدايي مردم سراسر دنيا ،عمله هاي استبداد و سركوب را وادار به عقب نشيني كرد تا سه دانشجوي مظلوم و بي گناه پلي تكنيك (احمد قصابان، احسان منصوري و مجيد توكلي) آزاد شوند. آزادي سه دانشجو به ما اثبات كرد كه استواري و ايستادگي در پيگيري خواسته هاي به حق نتيجه خواهد داد و به اقليت مستبد نيز نشان داد كه در نهايت در مقابل مبارزات پيگير اكثريت راهي جز تسليم شدن و زانو زدن ندارند.
دانشجويان دانشگاه اصفهان بدانند، پيگيري و ايستادگي و اعتراضات منظم ما از 13 آبان تا 13 آذر كه يكي از خواسته هاي عمده ي آن آزادي سه دانشجوي در بند پلي تكنيك در كنار اعتراضات سايردانشگاه ها به ثمر نشست و اين نكته را اثبات كرد كه اتحاد و تداوم در مبارزه يگانه راه پيروزي مي باشد و قدرت هر اقليت مستبدي در نهايت در مقابل اراده ي آهنين اكثريت زانو خواهد زد.
هم اينك به حاكميت و مسئولين امنيتي كشور نصيحت مي كنيم كه از اين تجربه درس بگيرند و خود را بيش از اين نزد دانشجويان و مردم منفور نكنند و افراد بازداشت شده ي 13 آذر كه در صدد بزرگداشت 16 آذر( روز دانشجو)، نظير: بهروز كريمي زاده، سعيد حبيبي، مهدي گرايلو و ساير دوستان ما در سراسر كشور بودند را آزاد كنند و گرنه اعتراضات دانشجويي در سراسر كشور آتشي خواهد افروخت كه استبداد را در خود مي سوزاند.
درنهايت به مسئولين دانشگاه اصفهان نيز هشدار مي دهيم كه چهره ي سياه خود را بيش از اين سياه نكنند و بدانند كه احضارهاي گسترده ي دانشجويان معترض در سه تجمع اخير به كميته ي انضباطي نه تنها باعث ترس و وحشت ما نمي شود بلكه اراده ي ما را در راهمان كه باور داريم بحق است استوارترمي گرداند و بدانيد ما به مسيري كه در آن پا گذاشته ايم ايمان داريم و از بذل جان خود نيز هيچ واهمه اي نداريم پس ازاعمال وقيحانه ي خود دست برداريد شايد كه در پيشگاه دانشجويان برابري طلب و آزاديخواه دانشگاه اصفهان مورد بخشش قرار گيريد.
هيئت 5 نفره منتخب تجمع كنندگان و سخنگوي اعتراضات اخير دانشگاه اصفهان به نمايندگي جمعی ازمعترضين:"عليرضا داودي، ارسلان صادقي، علي رهنما، مرتضي رضايي، ابراهيم كفعمي و علي اجاقي "

نيما نحوی آزاد شد

0 comments

نيما نحوی دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل که پيش از مراسم ۱۶ آذر در بابلسر دستگير شده بود و در طی اين مدت در بازداشت وزارت اطلاعات در ساری بوده است، ساعت ۱ بامداد امروز (دوشنبه) از زندان بابل آزاد شد.
نيما پس از تحمل 9 روز انفرادی در بازداشتگاه اطلاعات ساری و سه روز زندان عمومی در بابل با وثيقه 6 ميليون تومانی از زندان عادی بابل آزاد شد. خانواده وی به دليل در دست نداشتن اين مقدار پول نقد ناچار به وثيقه گذاشتن سند منزل شده اند. نيما نحوی در تاريخ 20 آذر و پيش از آغاز تجمع دستگير شده بود.
امروز دوستان نيما نحوی در دانشگاه بابل از او استقبال گرمی کرده و دانشجويان به مناسبت آزادی او در سطح دانشگاه شيرينی پخش کردند.
ما هم آزادی نيما نحوی را به جنبش دانشجويی تبريک گفته و اعلام می کنيم که جنبش تا آزادی بقيه ی يارانمان ادامه دارد.
زنده باد آزادی و برابری!